سلام.خوب هستید؟؟؟من خودمم قبول کردم که نباید دیگه امیدی به اومدن کسی تو این وب درب و داغون نیست،ولی دوستایی دارم که می دونم گاهی هنوزم با این دیر به دیر آپیدن های من به اینجا سر می زنن…خوشحالم که تو هم جزء این دسته از دوستام بودی که الان اینجایی…مرسی از همه ی کسایی که هنوزم اینجا میان و…حرفای منو می شنون و…کمکم می کنن…
این جمله ی عنوان رو نمی دونم شنیدید یا نه…ولی واقعا جمله ی قشنگیه…به قول معلم ادبیاتمون که می گفت هر حرفی که از دهن یه آدم بزرگ در اومده،حداقل ارزش یه بار فکر کردنو داره…و راستم می گفت…انصافا این پیام اخلاقی هایی که آدمای بزرگ می دن وقتی قشنگ بهش فکر می کنی می بینی خیلی شبیه زندگی های خودمونه…
امسال که درس و مدرسه یه دفعه برام سنگین شد و فرصت خیلی از کارایی رو که به شدت بهشون علاقه داشتم رو ازم گرفت،همش منتظر بودم که این امتحان رو بدم و راحت شم و یه کم زندگی کنم ولی پشت سرش امتحانا و کلاس های بعدی بدون حتی یه کم فاصله میومدن…تا اینکه یکی منو یاد این جمله انداخت…دیدم دقیقا داستان خودمه…
حالا این درس و مدرسه که یه مثال خیلی کوچیک و سطحی بود ولی به زندگی بعضی آدمای به ظاهر موفق که نگاه کردم…حداقل تو اطرافیان خودم…دیدم خیلی ها تو کل زندگی شون منتظر یه فرصت برای زندگی کردن بودن ولی انقدر سرگرم چیزای دیگه شدن که الان که شاید کلی از عمرشون گذشته و زندگیشون داره تموم می شه…هنوزم فکر می کنن اون فرصت رو بدست نیاوردن…
گاهی که می بینم جمله هایی مثله این که تو کتابا چاپ شدن به زندگی واقعی انقدر شبیه اند تازه می فهمم کسایی که این حرفارو زدن چقدر بزرگ بودن…می فهمم چه لذتی بردن کسایی که از سختی کشیدن به خاطر علم لذت بردن…کم نبودن همچین آدمایی،و از این به بعد هم کم نخواهند بود…شاید یکی از اونا تو باشی…یکیشم من…یکیشم اون یکی که می شناسیمش…
پس بازم می نویسم…کاش می شد داد زدنو با این نوشته ها نشون داد…آدمها رو با علم دوست دارم…علم رو با سختی دوست دارم…سختی رو تو زندگی دوست دارم…زندگی رو با دوست داشتن دوست دارم…
به امید موفقیت همتون…عیدتون هم از الان مبارک….

